و این بار ...

می آیی و می نشینی رویروم ... دنبال یک آهنگ می گردی از رضا یزدانی و آنقدر نکست می زنی تا بیاید ... می آید رفیق. سیگاری آتش می زنی و نگاهم می کنی. این روزها چقدر برایت دلتنگم. آدم یه جاهایی رو مجبوره رفیق ... مجبوره. دخترم می آید. مو های جوگندمی ام را نگاهی می کنی و دخترم را... شکل زن گرفته است دخترک ... از نگاهت می خوانم. چشم غره ای به سیگار بی صاحب توی زیرسیگاری می رود و آهنگ را عوض می کند. می خندی ... مثل جوانی هایمان که وقتی حرفمان مخالف بود می خندیدی ... می خندیدی و می گفتی بگرد ببینم کدام کله شق تریم. می گویی ... حلال زاده است ها. می خندم. به حلال زادگی دخترم و صدای عجیب و غریبی که مثلا موزیک است. سرت را بالا می کنی ... چند پک می زنی به سیگارت و می گویی : می دانی مهدی ... کم کم دارم با صدای امیر تتلو ارتباط برقرار می کنم ...