...
یک مرد را میتوان نابود کرد ولی نمیتوان شکستش داد. ارنست میلر همینگوی
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 12:47 توسط نقره داغ
|
من و تو ما بودیم .
من و تو هرچه نبودیم در این پر دردی
شهوت تب زده ی آدم و حوا بودیم
من و تو ...
گرچه نبودی لیلا
گرچه نبودم مجنون
ما بودیم .
من ...
ترجمان شب دلتنگی ها
تو
روزگاران خوش آهنگ بد آهنگی ها
شب و روزم نفس گرم بهاران تو بود
زندگی ، ناز نگاه نفس آرای تو بود .
من و تو ما باشیم ...
من و تو ،
خلوت شب زده ی فاحشه ی تهرانی
لب بار
هستی نا بودن ...
هست ها را نفسی نیست که نیست ...
پی نوشت : هی ....
به یاد دلتنگی هایتان ....
هی ....
بودنتان را همیشه خواسته ام
ولی دیگر نیستید ... نبودید
به یاد فرزانه هایم ... به یاد فرزاد هاشان
پی نوشت 2 : دلم گرفته بود بانو ...
طوفان .. ویرانگری پیشه کرده است .
که از تب و تاب مجنون هاشان گر گرفته اند .
شباهنگامان را ماندن در دل خوش آهنگ تر است .